به زودی...

طیبه عباسی

آموزگارم
شاعری بلد نیستم

تصویر خاطرات من از عشق تو پر است
از من مگیر مستی این خاطرات را...

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قرار» ثبت شده است

رسیده ام به خداوند با رسیدن تو

بیا که گل بدهم وقت بوسه چیدن تو

 

من آنقدر به تو وابسته ام که میدانم

یکی دو روزه مرا می کشد ندیدن تو

 

همیشه لحظه ی باران به فکر چشم تو ام

به قطره قطره ی از آسمان چکیدن تو

 

همیشه از همه ی آنچه دوستش داری

ندیده است کسی غیر دل بریدن تو

 

نشسته ایم کنار تو غرق آرامش

نشسته ایم پس از سال ها دویدن تو

 

تو را چگونه خدا آفریده این همه خوب

چقدر حوصله می خواهد آفریدن تو...


طیبه عباسی

  • ۱۱ تیر ۹۷ ، ۲۰:۲۹
  • ۳۶ نمایش
  • طیبه عباسی

حاضرم ای عشق پای دار بیایم

با غم دوریت اگر کنار بیایم

.

بر سر من هر بلا که هست بیاور

دوست ندارم ضعیف بار بیایم

.

راضیم از سرنوشت خود بگریزم

سوی تو ای عشق ناگوار بیایم

.

قصد تو وقتی که از قرار وداع است

با چه امیدی سر قرار بیایم

.

حق من این نیست بعد این همه دیدار

گوشه ی ذهنت به اختصار بیایم

.

مثل حباب آمدم و می روم ای کاش

یک سرسوزن به چشم یار بیایم


طیبه عباسی

  • ۲۴ خرداد ۹۷ ، ۰۷:۱۷
  • ۵۲ نمایش
  • طیبه عباسی