به زودی...

مشخصات بلاگ

طیبه عباسی

آموزگارم
شاعری بلد نیستم

تصویر خاطرات من از عشق تو پر است
از من مگیر مستی این خاطرات را...

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب با موضوع «انتظار» ثبت شده است


دلم خوش است به تو ای بهشت عطرآگین
تو ای ذخیره ی پروردگار، روی زمین

توای که گستره ی آسمان در آغوشت
و زیر پای تو پهن است عالم تکوین

تو آمدی و از آن پس شکوفه ها بستند
به شوق آمدنت بر درخت ها آذین

نگاه گرم تو افتاد بر دل سرداب
و سلسبیل شد از چشم های تو تامین

یهود و هندو و بودا تو را دعا کردند
مسیحیان همه گفتند یکصدا آمین

تویی که معجزه ی صد مسیح را داری
عجیب نیست که احیا شود به دستت دین

تو وارث همه ی انبیائی و انگار
شده تمامی قرآن خلاصه در یاسین

نوشته اند که روزی بهار می آید
شکوفه می دهد این انتظار ها به یقین

ظهور می کنی و با تو می رسد حتی
صف نماز جماعت به معبدی درچین

 

  • طیبه عباسی

از تو گرفته اند پیاپی سراغ ها

گنجشک های گمشده در بین زاغ ها


دارند بی تو چلچله ها کوچ میکنند

از شاخه های شهر سیاه کلاغ ها


در معرض هجوم نفس گیر جغد هاست

شهری که مرده اند درونش چراغ ها


پاییز را قدم به قدم می توان شنید

از برگ های خسته ی این کوچه باغ ها


تقویم ها به روز ظهورت نمی رسند

افتاده در نبود تو این اتفاق ها


ما منجمد ترین نفس عصر جمعه ایم

یک عمر در تداوم عهد فراق ها


روزی نسیم می وزدو باز می شود

چشمان تار پنجره های اتاق ها...

  • طیبه عباسی